
سلام به دوستای همیشه مهربونم
امیدوارم غیبت دوهفته ای منو ببخشید
تو این مدت نتونستم بهتون سر بزنم و پاسخگوی محبت هاتون باشم چون یه 10 روزی مسافرت بودم و بعد از برگشت هم اینقدر کار عقب مونده داشتم که تا امروز نریسدم سراغی از وبلاگ و دوستای عزیزم بگیرم.
جاتون خالی چندروزی شمال بودم و از قلعه رودخان و آبشار لاتون بازدید کردم.
بعدشم که تهران یه عروسی توپ دعوت داشتم که حسابی خوش گذشت.
_جای همه دوستای باحال خالی_اینقدر مجلس گرم و شاد بود که جز برای خوردن شام از صندلی های باغ استفاده ای نشد.
از همینجا دوباره به عروس و داماد گل ، نسیم و نوید عزیز ، تبریک میگم و آرزو میکنم سراسر زندگیشون مثل جشن عروسی قشنگشون شاد شاد شاد باشه.
بهر حال الان اینجا هستم و در خدمت شما.
اما انگار تو این مدت کوتاه که من نبودم اتفاقات زیادی افتاده که مهمترینش خداحافظی دوست عزیزمون نازنین _نویسنده وبلاگ آبی آرام بلند_از وبلاگ نویسی و حذف وبلاگ زیباشه.
نمیدونم چرا ترکمون کرد اما امیدوارم هرجا هست موفق باشه و بدونه که همیشه به یادش هستیم.
همونطور که قول داده بودم اینبار هم با یه شعر از خودم به نام پرواز آپدیت میکنم.
با این توضیح که باز هم نرسیدم ادیتش کنم و همینطور بصورت خام و اولیه تقدیمتون میکنم.
امیدوارم بدون رودرواسی نظرتونو بگید و برای اصلاحش کمکم کنید.
صد بار اگرچه بال و پرم را شکسته اند
اما دوباره صحبت پرواز میکنم
حتی اگر به عمق زمینم فرو کنند
تا آسمان دوباره رهی باز میکنم
من آدمم نه شیشه که مرگش شکستن است
حتی پس از شکستنم آغاز میکنم
با هر ترانه ام به سکوتم کشند و باز
با نغمه ی رسا تری آواز میکنم
هر چند کوک ساز دلم را بهم زدند
خنیاگری به قدرت اعجاز میکنم
بستند اگر به قافیه پاهای شعر من
حرف دلم به شعر نو ابراز میکنم
آندم که مشکلات به راهم شود چو کوه
یاد از جسارت محمد اوراز میکنم
تا خسته بیش از اینتان نکند قصه های من
ناگفته های سینه ام ایجاز میکنم
"باران" اگرچه دوره ی تکفیر عاشقی است
از نو هوای عشق و غزل ساز میکنم
(((((شهرام-"باران"- ١٨/۴/٨٧)))))