| من تو را میجویم |
| ساعت ٢:۳٥ ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٧ |
|
من تو را میجویم من به دامان طبیعت در دشت یا که در زمزمه ی آبی رود یا که در بازی گلبرگ شقایق با باد یا که در سخت ترین صخره ی کوه گرمی عشق تورا میجویم
من تو را میجویم تو که همچون گل سرخ روی دستان پر از خار و خسم روئیدی و چو "باران" پر از مهر بهار بر کویر دل خشکیده ی من باریدی
من تو را میجویم تو که در ظلمت شبهای کویر همچو مهتاب به من خندیدی و میان همه ی دوست نمایان تو فقط معنی حرف مرا فهمیدی
من تو را میجویم تو که در سرد ترین لحظه عمر در سراشیبی نومیدی و یأس در سکوت غم و تنهائی من مثل خورشید به من تابیدی
من فقط میگویم در زمانی که نبخشند رفیقان حتی به نگاه نگرانم لبخند، با نفسهای مسیحائی عشق زندگی را تو به من بخشیدی
(((((شهرام – "باران" – 21/1/1380 )))))
کلمات کلیدی: شعرهای خودم ،عشق
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : شهرام هستم/ بنده ای از بندگان کوی دوست/ 34 سالمه و مهندس مکانیکم/ درسته رشته فنی خوندم اما به شعر و ادبیات خیلی علاقمندم./ اینجا اومدم تا با شما دوستای علاقمند به شعر و ادب ،تبادل افکار داشته باشم و از نظرات و راهنمائیهاتون درباره شعرهام استفاده کنم./ امیدوارم منو از نظرات سازندتون محروم نکنید. پروفایل مدیر : شهرام |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


