| آغاز باران |
| ساعت ٦:۱٤ ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٧ |
|
شب، دریائی از کابوس و تب روز، تکاپوئی شتابان برای تکرار هیچ دیروز، خاطره ای غمگین فردا، آرزوئی در دور دست امروز، در انتظار پایان من، تنها و صبور تو، نوری در تاریکی کوچ، سفر به سوی نور عشق، شوق رسیدن مهتاب، چراغ روشن شبهای من شب، غرقه در نور ودیگر، آغاز "باران"
(((((شهرام-"باران"-20/5/1387))))) ------------------------------------------------------------------ پی نوشت: سلام پیشاپیش از همه دوستای عزیز به خاطر غیبتم معذرت میخوام یه ۱۰ روزی دارم میرم مسافرت فکر نمیکنم اونجا فرصت چک کردن و سر زدن پیدا کنم اما بدونید به یاد همتون هستم و جاتونو خالی میکنم به امید دیدار دوباره ۲۵/۵/۸۷ شهرام
کلمات کلیدی: شعرهای خودم
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : شهرام هستم/ بنده ای از بندگان کوی دوست/ 34 سالمه و مهندس مکانیکم/ درسته رشته فنی خوندم اما به شعر و ادبیات خیلی علاقمندم./ اینجا اومدم تا با شما دوستای علاقمند به شعر و ادب ،تبادل افکار داشته باشم و از نظرات و راهنمائیهاتون درباره شعرهام استفاده کنم./ امیدوارم منو از نظرات سازندتون محروم نکنید. پروفایل مدیر : شهرام |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |



