
من هستم و ردی از خاطرات
من هستم و رنگ باختن آن خاطرات
من هستم و شب هست و سکوت
اینجا کسی هست که تو را دوست دارد
با تو بودن هنوز هم عزیز است
بی تو بودن هنوز هم عذاب است
اینجا کسی هست که تو را دوست دارد
چه شادمانه دست در دستت گذاشتم
و چه دردناک دستت را پس کشیدی
اینجا کسی هست که تو را دوست دارد
فاصله را بردار وبگذراز تمام خاطرات
خاطرات نو خواهیم ساخت
اینجا کسی هست که تو را دوست دارد
تمنای دوست داشتن را در چشمانم ببین
که چه با ناز در چشمانت می نشیند
اینجا کسی هست که تو را دوست دارد
بی تو زرد می شوم بی تو خشک می شوم
بی تو سرد می شوم بی تو میمیرم
اینجا همیشه کسی هست که تو را دوست دارد