| ایرانی، غیرتت کجاست؟ |
| ساعت ۱:۳۸ ب.ظ روز سهشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸ |
|
تپیدن های دل ها ناله شد آهسته آهسته
**************************************
سلام دوستان میخواهم بنویسم اما نمیدانم چطور جنایاتی رو که در این چند روز شاهدش بودم ، به روی کاغذ بیاورم. من شاهد مرگ انسانیت بودم. شاهد سقوط ارزشهای انسانی به ورطه نابودی. شاهد به چالش کشیده شدن غیرت مرد مسلمان و ایرانی . شاهد صحنه هائی بودم که دیگر در فلسطین هم به سختی میشود دید. شاهد کتک خوردن مادران و خواهرانم در روز تولد فاطمه زهرا و روز زن ، بدست مدعیان اسلام ناب محمدی . شاهد ضرب و شتم وحشیانه برادرانم تنها به جرم درخواست رأیشان از مدعیان عدالت و آزادی . امروز روز سکوت نیست. در زمانی که صدا و سیمای بی آبروی ایران ، رفتار وحشیانه ی لباس شخصی ها با مردم مظلوم و بی دفاعمان را ، آن هم در پشت دیوارها ی صدا و سیما ، نادیده میگیرد و فریاد وای فلسطین سر میدهد. در زمانی که فرزندان وطن در حریم مقدس دانشگاه به خاک و خون کشیده میشوند چه جای سکوت است. امروز زمان فریاد است. اکنون که اخبار مربوط به اعتراض ملت به وقیحانه ترین شکل سانسور میشود و کلیه امکانات ارتباطی موسوی عزیز با مردم قطع میشود. لازم است هریک از ما رسانه ای باشیم برای رساندن فریاد حق طلبی و مظلومیت مردم و دانشجویان به سراسر ایران . امروز که ملت ایران در سوگ دموکراسی عزادار است ، سکوت چاره کار نیست. باید غم عظیم درون را فریاد کنیم و ایمان داشته باشیم که فریاد ما پشت ستمگران و خائنین به وطن را خواهد لرزاند. ایرنی با غیرت ، حمایت حمایت
(((((شهرام -" باران"- ٢۶/٣/٨٨))))) ************************* پی نوشت: تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله دیگه
کلمات کلیدی:
|
|
| تدبیر مملکت که به حرف و شعار نیست |
| ساعت ۱٢:٥٥ ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ |
|
گفتم هزار بار، به حرف اکتفا مکن بی وقفه گوشِ خلق ، پُر از اِدّعا مکن تدبیرِ مملکت که به حرف و شعار نیست شیرین به ادعایِ عسل ، کام ما مکن لختی به گوش باش و سخنهای من شنو حرفم اگر خطاست ، به آن اعتنا مکن گفتی که حرفِ غیر، به گوشم نمیرود ایرانیم نه غیر، ز اصلم جدا مکن این حرفها که خام و نسنجیده میزنی بارَش به دوشِ ماست ، دمادم اَدا مکن شد پشتِ اقتصاد ، خَم از بارِ هسته ای از آستین ، دوباره "امید"ی هوا مکن گفتی که نیست مشکلِ ما پوشش جوان وقت عمل که شد سُخنت را رها مکن گر طرحِ گشت و شیوه ی ارشادَش از تو نیست اصرار بر تداومِ آن ، در خَفا مکن دانند خسروان همه تدبیرِ مُلک خویش برتن لباسِ مصلحِ دنیایِ ما مکن پولی که خرجِ مردمِ بیگانه میکنی فانوسِ خانه است ، به مسجد روا مکن انفاق میکنی ولی از جیب دیگران اینگونه شُکرِ سَروریت از خدا مکن شغلِ تو خدمت است ، نه این گردش و سفر گردشگری ز کیسه ی بیچاره ها مکن گفتی برای خدمت و آبادی آمدی خِیرَت ندیده ایم ، برو شر به پا مکن نفتی که وعده بود ، ندادی به سفره ها مهمانِ ما تورّمِ پُر اشتها مکن یارانه ها و سهمِ عدالت که قصه بود سود و سهامِ نفت ، چو یارانه ها مکن مهرِ رضا و مسکنِ مهرَت به ما رسید! مارا به دامِ "مهرِ" دگر، مبتلا مکن با پخشِِ نان و سیبِ زمینی به رایگان شیرانِ بیشه های شرف را گدا مکن دانند مردمان که دوبار آزمون خطاست اینگونه بهر ماندنِ خود دست و پا مکن گفتی من از قبیله ی خوبانِ رفته ام خوبان مسافرند ، به ماندن دعا مکن حرفِ حساب اگر که به گوشَت نمیرود بنشین و جا برای مهندس تو وا مکن ******************** بر باد میدهد سرِسبزت زبانِ سرخ "باران" بترس و اینهمه غوغا به پا مکن ((((( شهرام - "باران" - شنبه 9/3/88 )))))
کلمات کلیدی: انتقادی ،شعرهای خودم
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : شهرام هستم/ بنده ای از بندگان کوی دوست/ 34 سالمه و مهندس مکانیکم/ درسته رشته فنی خوندم اما به شعر و ادبیات خیلی علاقمندم./ اینجا اومدم تا با شما دوستای علاقمند به شعر و ادب ،تبادل افکار داشته باشم و از نظرات و راهنمائیهاتون درباره شعرهام استفاده کنم./ امیدوارم منو از نظرات سازندتون محروم نکنید. پروفایل مدیر : شهرام |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


