نوبت عاشقی

آخر غربت دنیاست مگه نه ××××× اول دوراهی آشنا شدن

گمشده
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧  

 44

 در جستجوی عشقمو در این زمانه نیست،
گویی حدیث عشق بجز در فسانه نیست!

همواره بر زبان سخن از هرچه میرود،
جز داستان عشق که در این میانه نیست!

در صحبت مشوش مردان این دیار،
حتی نشانی از غزل عاشقانه نیست!

دیگر سر ارادتی و قدمهای عاشقی،
در این سرای و بر این آستانه نیست!

بر شاخه ی درخت کهنسال عاشقی،
چندی است شوق رویش و خلق جوانه نیست!

دیگر به قصه های زمان قیس عامری ،
مجنون صفت به منزل لیلی روانه نیست! 


"باران" که زنده بود به نوشین دوای عشق،
هیچش برای زیستن اینک بهانه نیست!

«« شهرام-- پاییز 80 »»


کلمات کلیدی: شعرهای خودم ،عشق
فرشته های زمینی
ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧  

ggg

روز پرستار رو به همه پرستاران سخت کوش و مهربان تبریک میکم.
و امیدوارم روزی برسه که مسئولین کشور متوجه بشن خدماتی که یک پرستار به بیمار ارائه میکنه نه تنها کم ارزشتر از خدمات پزشکی نیست بلکه بسیار ارزشمندتر و موثر تره تا پرستارای عزیز بتونن جایگاه واقعی خودشون رو که بحق در صدر کادر درمانه ، بدست بیارن.

 پرستار

کسی  که وقت سحر سخت کوش  و بیدار است
     
  فرشته ایست  که نام خوشش پرستار است
   
کسی که همدم  او غمزده  های ناهید است
     
   کسی که همره  بیمار در  شب تار است
   
 چنین سروش که دیدست در طریقت عشق
     
   که بند بند  وجودش شفای  بیمار است
   
 تو را چه باک  زبیماری  وغم ایام
     
   چرا که با تو پرستار  یار و غمخوار است
   
 تو ای نسیم  سحر ساز کن ترانه عشق
     
  که  روز عاشقی و رقص  گل به گلزار است
   
 سلامتی  وجودش  بخواهم از یزدان
     
   یقین که حافظ او ذات  پاک دادار است

((مسعود آصفی))


(((سوگند نامه پرستاری)))

خداوندا

به درگاه پاک و مقدست شکر می گویم

که الطاف بی پایانت را شامل حالم نمودی

و مرا وارد حرفه ارزشمند پرستاری گردانیدی

تا در سایه مهر تو

خدمت به انسان ها را بر عهده گیرم

در پیشگاهت

و در حضور این جمع

به کتابت ، قرآن کریم،

سوگند می خورم

همواره در پی آن باشم

که در خدمت به همنوعان خود،

به احکام مقدس اسلام و حدود الهی پایبند بوده و با کمال بی طرفی و بدون تعصب رفتار کنم

با توکل به درگاهت ،همواره در پی آن باشم

تا صبور ، راستگو و درستکار بوده، به مقررات حرفه ای ام، وفادار بمانم

با الگوگرفتن از حضرت زینب کبری ( س)

از حقوق حرفه ای خود دفاع نمایم

نیروی جسمانی ، عقلانی ، هنر و عواطف انسانی، توان مدیریتی و پژوهشی ام را

در خدمت سلامت جامعه بکار گیرم .

به خداوند تبارک و تعالی سوگند یاد می کنم

و شرف و وجدان خویش را گواه می گیرم

در پیشه تخصصی خود، همواره بیاموزم

و در آموزش و به کارگیری آنچه فراگرفته ام دریغ نورزم.

به عنوان یک فرد آگاه حرفه ای، با سایر اعضای تیم درمانی بهداشتی ، در اعتلای کیفیت خدمات کوشا باشم .

پروردگارا

سوگند یاد می کنم

در مقابل دشواری ها و ناملایمات حرفه ای

توانمند ، پاسخگو و مدافع باشم .

پروردگارا

سوگند یاد می کنم

پیوسته بکوشم

تا آنچه می کنم در راه پیشرفت

کشور اسلامی عزیزم – ایران – و در رفع مشکلات جامعه بشری باشد

آمین یا رب العالمین


کلمات کلیدی:
نگاهی به آسمان
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  

44 

کنار دریا، با آب همزبان بودم .



میان توده رنگین گوش ماهی ها،

ز اشتیاق تماشا چو کودکان بودم !

به موج های رها شادباش می گفتم !

به ماسه ها، به صدف ها، حباب ها، کف ها،

به ماهیان و به مرغابیان، چنان مجذوب،

که راست گفتی، بیرون ازین جهان بودم .



نهیب زد دریا،

که : - « مرد !

این همه در پیچ تاب آب مگرد !

چنین درین خس و خاشاک هرزه پوی، مپوی !

مرا در آینه آسمان تماشا کن !

دری به روی خود از سوی آسمان واکن !

دهان باز زمین در پی تو می گردد !

از آنچه بر تو نوشته ست، دیده دریا کن !

زمین به خون تو تشنه ست ، آسمانی باش !

بگرد و خود را در آن کرانه پیدا کن ! »

((فریدون مشیری)) 


کلمات کلیدی:
رویای آبی
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧  

77

وقتی میبوسه تو رو یاد من می افتی هیچوقت
وقتی نازت میکنه یاد من می افتی هیچوقت
وقتی گل میده بهت یاد میخکا می افتی
وقتی زل زدی بهش یاد شکلکا می افتی
یا که نه ؟...
یاد من می افتی هیچوقت
***
وقتی گریه میکنی سرتو بغل میگیره
وقتی میخندی بهش برای خنده هات میمیره
وقتی با همدیگه این کنار هم اینور و اونور
وقتی چشم غره میری واسه چشمات میزنه پرپر

تو رو دوست داره مثل من یا که نه ؟
تو رو رو چشاش میزاره یا که نه ؟

وقتی آهنگی که با هم می شنیدیم و گوش میدی یادم می افتی ؟
اونجاهایی که باهم رفتیم میری یادم می افتی؟
وقتی دوستای قدیمو میبینی از من میپرسی ؟
خیلی دوست دارم بدونم که حالت چطوره راستی؟
هنوز عکسامو نگه داشتی یا نه ؟
هوای طوطیمونو داشتی یا نه ؟
یاد من می افتی هیچوقت ؟
***
وقتی گریه میکنی سرتو بغل میگیره
وقتی میخندی بهش برای خنده هات میمیره
وقتی دلگیره ازت تو رو میبخشه مثل من
واسه خندوندن تو میکشه نقشه مثل من
تو رو دوست داره مثل من
یا که نه
اشکات رو تنش می باره
یا که نه
تو رو دوست داره مثل من
یا که نه
تو رو رو چشاش میزاره
یا که نه


کلمات کلیدی:
مسافر
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧  

qq

روی قبرم بنویسید مسافر بوده است

بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است

بنویسید زمین کوچه سرگردانی است

او در این معبر پر حادثه عابر بوده است

صفت شاعر اگر همدلی و همدردی است

در رثایم بنویسید که شاعر بوده است

بنویسید اگر شعری از او مانده به جای

مردی از طائفه شعر معاصر بوده است

مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداری است

بنویسید در این مرحله کافر بوده است

غزل هجرت من را همه جا بنویسید

روی قبرم بنویسید مسافر بوده است


کلمات کلیدی:
ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم ...
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٧  

19


... خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید

و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید

رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست

چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید

به کف و ماسه که نایاب ترین مرجان ها

تپش تب زده نبض مرا می فهمید

آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد

مثل خورشید که خود را به دل من بخشید

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم

هیچکس مثل تو ومن به تفاهم نرسید

خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد

ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید

من که حتی پی پژواک خودم می گشتم

آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید .

بر گرفته از وبلاگ پونه 


کلمات کلیدی: